کد خبر: ۱۲۸۷
[ تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۲۳ - ۰۹:۳۹ ]

شاید هنوز طعم تنقلات خوشمزه آن روزها با بسته بندی های بسیار ساده شان زیر زبان خیلی از ماها مانده باشد، همان ها که گاهی کودک همسایه که حکم دوست و هم بازیت را داشت یواشکی و با خبر از بی پولی مادر، پشت چادرش پنهان می شد و با صدای آرامی خواسته اش را بیان می کرد، اما چرچی محله خوب می دانست چه باید بکند...

به گزارش نه وار نیوز; هنوز یادم هست، زیرانداز بزرگی که چرچی معروف محلمان پشت دیوار همسایه آن هم زیر سایه دیوار بلند نیمه سیمانی و نیمه کاهگلی اش پهن می کرد و بساط فروشش به راه بود.

آقای چرچی محله ما، با موهای سفید و کم پشتش لبخند به لب، به قول معروف از شیر مرغ تا گوشت آدمیزاد را در بساطش به نمایش می گذاشت و زنان محله همین که صدای بلندگویش را می شنیدند، چادر به سر با دمپایی های پلاستیکی خود به سمت بساط او، قدم برمی داشتند.

صدای ظروف ملامینی و قابلمه های بزرگ و کوچک او شاید هنوز هم در گوش هایمان آهنگ آن روزها را بنوازد.

حال و هوای خاصی بود، نه خبری از ریا بود و نه خبری از ربا! بویی از اختلاس نمی آمد، فقیر و غنی کنار هم و همراه هم برای خریدهای مایحتاج خود پیش می رفتند، آن هم از یک جنس، می توان گفت آن روزها، خبری از کالاهای لوکس در یک خانه و بی خبری از همسایه که مد نبود!

چرچی ها هم انصاف داشتند و با مشتری به قول بازاری ها، کنار می آمدند، شاید هنوز طعم تنقلات خوشمزه آن روزها با بسته بندی های بسیار ساده شان زیر زبان خیلی از ماها مانده باشد، همان ها که گاهی کودک همسایه که حکم دوست و هم بازیت را داشت یواشکی و با خبر از بی پولی مادر، پشت چادرش پنهان می شد و با صدای آرامی خواسته اش را بیان می کرد، اما چرچی محله خوب می دانست چه باید بکند...

چرچی مهربان، با لبخندی به روی کودک خواسته اش را تامین و به مادرش می گفت: «خواهر اسمت را می نویسم توی دفترم، هر وقت داشتی بده»...

آری، گذشت آن روزهای همدلی های بی ریا و زیبا که خاطره اش هم به زیبایی خودش بود، دیگر چرچی محله پشت دیوار نمور همسایه پهلو نمی گرفت...

حال چرچی مهربون محله کمرش خم شده بود و نایی برای دادن جنس نسیه نداشت، آخر گرانی ها زندگی را برای او هم سخت کرده بود.

چرچی محله، رقبایی پیدا کرده بود که وانت خود را به رخ کشیده و بازار را برای او تنگ کرده بودند، چرچی جدید، دفتری برای یادداشت نسیه های مشتریان خود نداشت.این چرچی های جدید هم رنگ جماعت شدند تا بتوانند اقساط بانکی خرید خودروی خود را بپردازند، آری مهربونی چرچی ها پشت پیشخوان های تسهیلات با سود بالا برای همیشه مرد!

در این روزهای بلبشوی اقتصادی، دیگر خبری از رحم و انصاف نیست چرچی ها و دست فروشان هم تبدیل به افرادی شده اند که شرایط کنونی اقتصادی گویی ایجاب کرده است.

حال چرچی ها هم یاد گرفته اند، کالاها را با قیمت چند برابری به مشتریان خود بفروشند، دیگر جنس نسیه دست مشتری خود ندهند و حتی اگر شده کلاهی هم سر برخی ها بگذارند.

دست فروشانی که پشت نیسان های آبی یا وانت بارهای سفید خود در روستاها گشت می زنند و بلندگوی خود را برای گران فروشی ها و سوء استفاده کردن هایشان کوک می کنند و خبری از نظارت ها نیست!؟

و چه خوب می شد! مسئولان چاره ای برای این بازار داغ سوء استفاده گری ها از وضعیت اقتصاد اندیشه کرده و جلوی جولان چرچی ها و دست فروشانی که کالا به دوش قصد کلاهبرداری از روستاییان را دارند، بگیرند.

این روزها، سوء استفاده از بازار کالا به حدی رسیده است که دست فروشان یو دوره گردها هم از آب گل آلود ماهی گرفته و با عمل خود، این عدم نظارت ها و بی تدبیری در حوزه افزایش قیمت ها را جار می زنند.

اما با گذشت سال ها، شاید شرایط فرق کند، فقیر و غنی دیگر در یک محله زندگی نکنند و از هم بی خبر باشند، شاید خانواده ای دغدغه کالای لوکس داشته باشد و خانواده ای دغدغه نان شب! اما باز هم رزمایش کمک مومنانه نشان داد که مردم هم در سختی ها و مشکلات پشت هم و به یاد هم هستند.

مردمی که در همان کوچه پس کوچه های کودکی خود از همان چرچی مهربون یاد گرفته اند به هنگام سختی دست همدیگر را گرفته و همدلی را معنا کنند، مردمی که نامشان در بسیاری از انجمن های خیریه زبانزد است و گمنام...

آنچه که این روزها موجب شکاف بین مردم و فاصله طبقاتی آن هم بیشتر از نوع اقتصادی و اجتماعی شده است، کم کاری نهادها و دستگاه های مرتبطی است که دست به سینه به تماشای این فاجعه بزرگ نشسته اند، بدون آنکه پیامد آن را ببینند.

بازار، افزایش قیمت ها، عدم نظارت ها و بی ثباتی و ... همه مسائلی است که به سوژه های داغ بسیاری از رسانه ها تبدیل شده و از سویی صدای فریاد مردم را درآورده است اما خبری از تدبیر و رفع مشکلات نیست.

اما مردم این روزهایمان همواره، منتظر برگشت چرچی های مهربان زندگی خود هستند تا شاید کمی از این وضعیت رهایی یابند...

«نویسنده: فاطمه حیدری»

انتهای پیام/

 

 

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. قسمت های مورد نیاز علامت گذاری شده اند. *

نام :
ایمیل :
* کد امنیتی :
* نظر :
اخبار ایران و جهان

آب و هوا و اوقات شرعی زنجان

آب و هوای زنجان
  • یکشنبه ۱۷ اسفند ماه
  • ۱۳۹۹/۱۲/۱۷
  • وضعیت جوی : آرام
  • دمای فعلی : ۶ درجه
  • کمترین دما : -۳ درجه
  • بیشترین دما : ۹ درجه
آب و هوای زنجان
  • اذان صبح : ۰۵:۱۵
  • طلوع آفتاب : ۰۶:۳۹
  • اذان ظهر : ۱۲:۲۷
  • غروب آفتاب : ۱۸:۱۶
  • اذان مغرب : ۱۸:۳۴
  • نیمه شب شرعی : ۲۳:۴۵